چهارشنبه 5 ارديبهشت 1397 - 2018 آوريل 25 - 10 شعبان 1439
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 53465

14 نکته درباره سبک زندگی یک منتظر واقعی در دوران غیبت امام عصر(ج) از زبان حجت‌الاسلام سرلک

بی تو به سر نشود ...

چگونه منتظر باشیم؟ با ناامیدی هایی که درباره انتظار ظهور به وجود می آید، چه کنیم؟ در زمان غیبت امام زمان(عج) چه کنیم؟ منتظر واقعی چه کسی است؟برای پاسخ به این سوالات بزرگ، این دغدغه هایی که سراغ همه ما می آید، باید سراغ کسی رفت که آموزه های دینی را بشناسد. چه گزینه ای بهتر از «حجت الاسلام علی سرلک» که سال هاست با حضور در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی، چهره خوش صحبت و محبوب رسانه ای به حساب می آید. عضو هیات علمی دانشگاه هنر غیر از آیات و احادیث، از شعر و مثل به استادی استفاده می کند و برای همین هاست که شنیدن حرف هایش لذتبخش می شود و شنیدنی. او درباره سبک زندگی آدمی که منتظر امام زمانش است، در یک کلام می گوید منتظر یعنی انسان آماده.

1-در تب و تاب رسیدن به مقصد باشید

مهمترین ویژگی سبک زندگی مهدوی این است که انسان می خواهد در بزرگترین رخداد آفرینش، نقش آفرین بوده و سهم داشته باشد، وقتی من دوره ظهور را مقصد و کمال خلقت بدانم و درپی این باشم برای چنین ظرفیتی نقش و سهم داشته باشم و توان من برای پیشکش شدن آماده باشد، این تفکر مدل و سبک زندگی را کلا متفاوت می کند، یعنی انسان منتظر ایفای نقش است نه منتظر منجی و حل کننده مشکلات، این انسان حتما اهل فکر و معنویت و حقیقت است و خلقیاتش کاملا از فضائل اشباع شده و انسان منتظر، سبک زندگیش سبک زندگی مجاهد و مهاجر است، یعنی برای رسیدن به مقصد کوتاه نیامده و مرتب در تب و تاب است که اگر کسی چنین نگاهی یافت و به تعبیر سهراب مرغ مهاجر باشد، همراهانش فرق می کنند و مدار زندگیش در جریان ویژه ای قرار می گیرد.

2-آرمانخواه باشید

مهمترین ویژگی یک جوان، آرمانخواهی و بیدارگرایی او است که کم ها و کوچک ها او را قانع نمی کند و همواره درصدد فتح قله ها است، از این رو، وی درپی مدینه فاضله، اتوپیا و آرمان شهر است و این در سنین جوانی بیشتر خود را نشان می دهد که طبیعتا این ویژگی با حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عج) و با انتظار تشکیل حکومت حق همخوانی دارد. از دیگر ویژگی های جوان پویایی، تلاشگری و توانایی برای کار و فعالیت است، نسل جوان قدرت ذهنی و بدنی خاصی دارد که از او یک موجود موثر و مفید ساخته است، از دیگر ویژگی های او به دلیل عدم دلبستگی قصه آرمانخواهی ها و آرمانگرایی ها است، از این رو، جوان آمادگی برای ایثار و فداکاری و ورود به عرصه جهاد و جانبازی را هم دارد یعنی جدای از اینکه موجود موثر و پرتوان است بر سر آرمان هایش توان فداکاری و  جانبازی و قهرمان شدن را نیز دارد. از دیگر ویژگی های جوان به دلیل این پویایی خلاقیت است، جوانان نسل خلاق و نوآور هستند و بخشی از پیکره جامعه انسانی هستند که تنوع و تغییر در ذهنشان فراوان است، اگر مجموعه این عناصر را که در کنار هم بگذریم و امام عصر (عج) را به آن بیفزاییم، گویا جامعه مهدوی را نمایش می دهیم از این رو است که شاید گفته می شود یاران امام عصر (عج) اکثرا جوان هستند.

3-رهبر عالم داشته باشید

ولی خدا و انسان کامل در پرتو نگاه و مدیریت خود، استعدادها را شکوفا می کند و انسان ها را به ظرفیت های شایسته شان نزدیک می کند، اینکه روایت است در عصر ظهور هر یک از یاران امام عصر (عج) به اندازه 40 نفر تلاش می کنند به این معنا نیست که نیرویی بیشتر به آنها داده می شود بلکه نیروی درونی آنها کشف و فعال می شود؛ آنچه ما از آن در جامعه جهانی رنج می بریم به ویژه در مناسبات اجتماعی حاکم بر عالم، حکام و مدیران و رهبران غیرخودساخته ای است که به دلیل ناتوانایی های روحی و فکری نمی توانند در قاعده هرمی که آنها در راس آن قرار دارند، این استعدادها را آزاد کنند. اگرچه با جلوه ای از این استعدادها تحولات شگرفی رخ می نمایاند، به عنوان مثال پیروزی انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس در برابر قدرت های زمان جا نشان می دهد وقتی رهبری آسمانی روی کار آید در قاعده این هرم استعدادهای جوان تا چه اندازه متجلی می شود و انسان خاطر جمع می شود که اگر حکام از انسان های الهی باشند آحاد انسان ها به چه رشد و بلوغی دست می یابند. امروز هم آنهایی که خود را در پرتوی نگاه رهبری قرار می گیرند از رشد و بلوغی ویژه برخوردار می شوند، در واقع ماجرای محرومیت ما در جامعه ماجرای عدم برخورداری از یک رهبر و پیشوای مترقی است که در زمان امام عصر (عج)، این مسئله به شکل وسیع بروز می کند و انشااله به زودی شاهد آن روزها باشیم و ذیل عنایات حضرت حجت (عج) جامعه استعدادهای خود را نمایان می کند.

4-در منزلگاه عشق باشید

بحران معنویت یعنی فقدان معنای زندگی، وقتی معنای زندگی مفقود شود، سبک و شیوه زندگی به ندانم کاری ها و چه کنم چه کنم ها می کشد، اساسا وقتی حضرت حجت (عج) ظهور کنند مهمترین اتفاق این است که انسان ها متوجه معنای صحیح زندگی خود شده و می فهمند در منزل عشق هستند و وقتی انسان فهمید برای چه آفریده شده است، چگونگی زندگی را نیز کشف می کند، انسانی به بحران معنویت دچار می شود که معنای زندگی را نمی داند، مراد از آن را نمی فهمد و اگر آن را دریابد، خودبه خود به این مسیر می رود که چگونه زندگی کند.تصور شیعه بر این است که در عصر ظهور که شیعه امیدوار است فرج حضرت حجت (عج) نزدیک باشد. در آن زمان خواهیم دید که انسان ها شوق زندگی، عشق به حیات و عشق به جزیئات عالم برایشان معنا می یابد زندگی در مسیر حقیقی خود قرار می گیرد و همه مناظر طبیعی را می بیند؛ امروز قطار زندگی بشر در مسیری اشتباه حرکت می کند همین است که دچار بحران معنویت، بحران آرامش، بحران شناخت و حقیقت و بحران اخلاق شده حتی بحران تنفس یافته است، این بشر مسیری غلط را در پیش گرفته به تعبیر قرآن «این تذهبون» کجا می رود این قطار؟که در عصر ظهور همه این مشکلات برطرف شده و زندگی معنا می یابد. 

5-دل تان قرص باشد

یک منتظر باید مطمئن باشد پایان این عالم و آخر این حرکت، فرجام خوشی است. اتفاق خیلی خوبی رخ می دهد. اگر همه زشتی ها، آلوده ها و تبهکاران دست به دست هم بدهند، باز هم نمی توانند جلوی ظهور را بگیرند. به خاطر همین منتظر باید دلش قرص باشد به اینکه این اراده الهی است.

6-رابطه خصوصی تان را تنظیم کنید

فرج خصوصی مهم تر از فرج عمومی است. یک اتفاق اجتماعی که حضرت ولی عصر(عج) آن را رقم خواهد زد، مهم است. اما از آن مهم تر این است که من رابطه خودم را در دوران های غیبت و حضور از درون تنظیم کنم. یک منتظر واقعی باید بداند که جنس انتظار، جنس آمادگی است. چه آن اتفاق اجتماعی رخ بدهد، چه رخ ندهد، پس نباید مساله را حسی کرد یا منتظر یک اتفاق بصری یا رخداد اجتماعی بود.

7-موثر باشید

ما در اتفاق ظهور اجتماعی و بیرونی حضرت، اگر موثر نباشیم، مقصر هستیم. یک منتظر باید بداند که اگر حضرت ولی عصر(عج) از کوتاهی ماست. یعنی خودش را مسوول بداند که چرا امام زمانش نیامد. منتظر باید آماده باشد و در نیامدن حضرت هم باید به جزع بیفتد و بگوید حتما من مقصر هستم و کوتاهی کرده ام. گفت «گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم-گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم». یعنی اگر این طرف اتفاقی بیفتد و این اتفاق از جنس انتظار واقعی باشد، منِ منتظر سهم خودم را انجام داده ام. وگرنه مقصر هستم.

8-آماده باشید

برای آمدن امام زمان (عج) ما نیاز داریم که یک سری از مهارت ها و آمادگی ها را در درون خودمان فراهم کنیم. یکی از مهم ترین های آنها، یاد گرفتن کار جمعی است. ولایت پذیر باشیم. یاد بگیریم که وقتی در یک کار جمعی شرکت می کنیم، موید این کار جمعی باشیم. نه کندش کنیم، نه تضعیف. کسی که موید جمعی کار مومنین نیست و از جامعه دینی فاصله می گیرد و این فاصله، هزینه ایجاد می کند، منتظر نیست. مهارت کار جمعی را باید یاد گرفت. کسانی که مشکل خانوادگی دارند، یا آنهایی که در محیط کار رابطه درستی بین سرپرست و زیردستی ها درست نیست، بدون تردید باید مهارت هایی را در خودشان ایجاد کنند. یا مهارت مدارا یا مهارت رفاقت. اگر همیشه جنگ و کدورت و کینه و رد و بدل کردن اره و تیشه هست، باید بدانیم مهارت همراهی نداریم. اگر کینه و دعوا وجود دارد، منِ منتظر باید بدانم که ظرفیت همراهی ولی خدا را ندارم. باید با این ویژگی، به عنوان یک علامت بیماری و سندروم برخورد کنم.     

9- خودتان را بشناسید

امام صادق (ع) در آموزه ای که به یکی از اصحاب نزدیکشان به نام زراره داشتند، فرمودند که در زمان غیبت و امتحان، شیعه این دعا را بسیار بخوانند: اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک، اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک، اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی [دعا در غیبت امام زمان(عج) مفاتیح ص 1287] معنای دعا این است که خدایا خودت را به من معرفی کن که اگر تو را نشناسم، پیامبر تو را نخواهم شناخت و اگر پیامبر تو را نشناسم، حجت تو را نمی شناسم و از دین گمراه خواهم شد. پس پیداست که نسبت زندگی من با امام زمان(عج) به پرسش های جدی تری برمی گردد که قبل از موضوع امام زمان(عج) باید به آنها پاسخ داده شود. انسان در این دنیا ماموریت ویژه ای دارد به نام «تا خدا رفتن»، بقای خدا و فانی شدن در دریای معرفت او، با چنین مقصدی، زیست با امام زمان(عج) و بدون ایشان تفاوت خواهد داشت. بنابراین ولی شناسی اتفاق نمی افتد؛ مگر اینکه خودشناسی و خداشناسی روی دهد. انسان تا جایگاه خود را در این عالم و هدف خلقت خود را نشناسد چرایی انتظار مشخص نخواهد شد.

قرآن در آیه 21 سوره احزاب می فرماید: «لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوالله و الیوم الاخر...» پیامبر(ص) اسوه حسنه است، برای چه کسی؟ لمن کان یرجو الله؛ یعنی برای آن کسانی که خدا را می خواهند، آنان که خدا را نمی خواهند نه تنها پیامبر بر ایشان اسوه نیست بلکه مشکل آنهاست؛ بنابراین پیامبر را اذیت می کنند و دندان و سرشان را می شکنند. پس زمانی طرز تلقی درستی نسبت به چرایی انتظار پیدا می کنیم که بدانیم بزرگ ترین دنیا مقصد ماست و نه این دنیا که اگر تنها همین دنیا مقصد ما باشد نه تنها به امام زمان(عج) نیازی نداریم بلکه با او درگیر هم می شویم.

امام حسین(ع) وقتی می خواستند از منا به سمت کربلا حرکت کنند، فرمودند که هر کس می خواهد تا خدا برود با ما بیاید و کسی را که نمی خواهد تا خدا برود با امام زمانش چه کار؟

 

10-پا در رکاب باشید

انتظار یک طعم توأم تلخ و شیرین دارد. انتظار از آن جهت که انسان در جایگاه وظیفه اش قرار گرفته، خیلی طعم شیرینی دارد. انسان منتظر یعنی انسان آماده، انسان پا در رکاب و اسلحه در دست و بینش در ذهن، این چنین انسانی در عالم سر جای خودش قرار دارد؛ انتظار برای انسان منتظر مایه مباهات است چون در نقطه تاریخی خویش و نقطه ادای تکلیف قرار گرفته است؛ از این جهت طعم انتظار بسیار شیرین است اما از جهت دیگر که آنچه منتظر آن است، رخ نمی دهد و او همچنان دور از ولی خویش و در محرومیت به سر می برد، بسیار تلخ است؛ تلخی آن هم از جنس تلخی هایی است که انسان را خیلی آزار می دهد؛ تلخی ای که همه وجود انسان را پر می کند. بنابراین منتظر، روز و شب  زمزمه می کند که «بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود-داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی شود».

 

11- ناامید نباشید

ما نباید به مساله انتظار و ظهور، نگاه پراگماتیسمی یا اصالت نتیجه ای داشته باشیم که اگر این گونه ماجرای ظهور دیده نشود، آن وقت ممکن است به یأس برسیم. امام صادق(ع) فرمودند شما منتظر باشید؛ حتی اگر فرج رخ ندهد، شما وظیفه خود را انجام داده اید. در نگاه تربیتی انجام وظیفه مهم است و نه رسیدن به مقصد. امام زمان(عج) می خواهند بیایند که چه کار کنند؟ می خواهند این انسان را تربیت کنند، منتظر واقعی در مکتب انتظار تربیت می شود. کسی که منتظر است، زمین با همه استعدادهایش شکوفا شود و حیات واقعی عالم روی نشان دهد در مکتب انتظار تربیت خواهد شد.

 

12- حرکت کنید

انسان منتظر چون چشم انتظار بزرگ ترین اتفاق هستی است و از آن جهت که خود را برای نقش آفرینی در دولت کریمه آماده می کند، دیگر اسیر گنداب ها و چاله ها نمی شود. چنین فردی روح بسیار بزرگی پیدا می کند. او می کوشد در هر نقشی که هست و در هر کاری که انجام می دهد یک نسبتی با امام زمان(عج) برقرار کند. در روایت آمده است، در آخر الزمان خود را به اندازه یک تیر هم که شده برای یاری حجت خدا آماده کنید. این ایجاد آمادگی، بالندگی و تکاپو را به ارمغان می آورد.

انسان منتظر دیگر بیماری به سراغش نمی آید و دائما در تلاش و حرکت است. بنابراین ویژگی منتظران، میل و شوق به شهادت است، هرچند که صدای توپ و تانک یا شلیکی به گوش نرسد، پیوسته و روز و شب زمزمه می کند که «وجعلنی من المستشهدین بین یدیه»  مثال خوبی که در این رابطه می توان داشت این است که دانش آموزی که می خواهد در سال آخر دبیرستان خود را برای کنکور آماده کند، چقدر تلاش می کند و به تکاپو و حرکت وادار می شود نسبت به سال های قبل، چون او دارد خود را برای کار بزرگی که همت بزرگی را می طلبد آماده و تربیت می کند. مکتب انتظار هم به این صورت است. جامعه ای که در فضای انتظار نفس می کشد و زیست می کند به پویایی می رسد.

 

13- منتظر باشید

مومن نمی تواند غیرمنتظر باشد، مومن غیرمنتظر یک عبارت پارادوکسیکال است؛ مثل مثلث چهارضلعی است؛ یعنی وجود ندارد. وقتی می گوییم مومن، یعنی منتظر. در آیه 65 سوره نساء هم داریم: «فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهم حرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما» خدا قسم می خورد به ایمان نمی رسند هرگز، مگر که در اختلافاتشان تو را به عنوان داور انتخاب کنند ای پیامبر و از حکمی که درباره آنان می کنی ذره ای احساس سختی نکنند. بنابراین ولایت محک توحید است. انسان بدون ولی انسان بدون خداست. شنیده اید که اگر کسی عبادت کند، نماز بخواند، روزه بگیرد و... اما کارهایی که می کند مطابق فتوای مرجع تقلیدش نباشد یا مرجعی برای خود انتخاب نکرده باشد اعمالش باطل است. چرا؟ نماز خوانده و روزه گرفته اما اعمالش باطل است؛ چون این نسبت را مثلا با نایب امام برقرار نکرده. او سرخود راه افتاده، محوریت را رعایت نکرده است؛ مثل کسی که در یک ارکستر ساز می زند، خوب هم آهنگ می زند، زیبا می زند  اما هماهنگ نمی زند و کار همه را خراب می کند باید تناسب داشته باشد و محوریت رعایت شود. پس مومن همواره و قطعا منتظر است وگرنه به اسم و حرف مومن است نه درواقعیت. در قرآن هم داریم «و من الناس من یعبدالله علی حرف»(سوره حج- آیه11) از مردم کسانی هستند که تنها به حرف و زبان، خدا را بندگی می کنند. این ایمان نیست. تخیل ایمان است. این ایمان بدون بینش است که هیچ ارزشی ندارد. در روایت هم داریم کسی که عبادت می کند ولی با بینش نیست مثل الاغ آسیاب دارد دور خویش می چرخد.

 

14- بازار طرفداری از امام زمان(عج) را گرم کنید

سیطره تفکر اومانیستی ای که تفکر انسان تا خدا را به انسان تا انسان تبدیل کرده و در مقابل خدا ایستاده است، زیست با ولی خدا را برای انسان های آخرالزمان بسیار دشوار کرده است. این تفکر که غلبه زیادی پیدا کرده است فیلم تولید می کند، رسانه دارد، رمان دارد، کتاب و فرهنگ تولید می کند. باید اقرار کنیم که کار را دشوار کرده است؛ البته غیرممکن نیست بلکه انسان دوره ما انسانی است با ماموریت های سخت تر و امتحانات ویژه که البته چون درگیری ها و شداید و بلاها بر این انسان بیشتر است، ارزش کار او هم بیشتر است. در روایات داریم که دینداری در آخرالزمان مثل نگه داشتن آتش در کف دست است؛ این قدر سخت است اما نشدنی نیست. وظیفه ما هم این است که نظام معرفتی خودمان را اصلاح کنیم، احتیاجمان به ولی خدا را دریابیم و از سر طلب واقعی و نه عادت و کلیشه به امام زمان(عج) بپردازیم. بعد هم اینکه هر کاری از دستمان برمی آید برای یاری حضرت انجام دهیم، خود را به یاری ایشان ملزم کنیم، بازار طرفداری از امام زمان(عج) را گرم و افرادی را اهل این ماجرا کنیم و در هر نقشی که هستیم، نسبتی با امام زمان(عج) برقرار کنیم.



نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج