يکشنبه 6 خرداد 1397 - 2018 مي 27 - 13 رمضان 1439
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 41571

بزرگ ترین حنجره برای تبلیغ فرهنگ وقف، حنجره خود موقوفات است

اثر اصلی در فرهنگ سازی وقف زمانی اتفاق می افتد که خود موقوفات و کارکرد و بهره برداری از آن مبلغ وقف باشد

 

*سنت حسنه وقف چه کارکردهایی در زمینه های فرهنگی-اجتماعی می تواند داشته باشد و برای تبیین درست و اصولی فرهنگ وقف در جامعه به چه عوامل فرهنگی، هنری و رسانه ای نیازمندیم؟

وقف در واقع بر خلاف اسم ظاهری آن یک مفهوم و پیام جریان و ادامه داشتن و به سمت جاودانگی حرکت کردن را درون خودش پرورش می دهد و یک کارکرد کاملاً موحدانه دارد و همان نیاز که در واقع فقر دورنی انسان ها برای جاودانگی است را اشباع می کند و به معنای درست کلمه از رهگذر وقف میل به ماندن و جاودنگی را در خودمان سیراب می کنیم و همچنی نوعی محاسبه گری و توجه به نیازها و اولویت های عمدتاً اقتصادی و غیر اقتصادی جامعه می کنیم. در واقع وقف یک چهارپایه معرفتی است که اگر کسی بر فراز آن قرار گیرد هم در خودش حقارت ها و ماندن ها و بوی نا گرفتن ها را از بین برده و میل خود را از دنیا و جاذبه های زودگذر عبور داده و از طرفی به صحنه زندگی جمعی و زندگی عمومی دیگران نگاه کرده و در آن ها با تشخیص اولویت ها و ضرورت ها، تصمیم خدمت کارانه و مفیدی گرفته است.

وقف ریشه در تربیت انسان و سایر نیازهای جامعه که با انواع اولویت هایی که در آن مطرح است، دارد و یک سیر من الحق الی الخلق و یک سیر من الخلق الی الحق دارد به این معنی که یک رفت و آمد دو طرفه بین انسان و بین وحدت و کثرت و بین میل انسان به نور وحدت و نور مطلق با وقف کردن برقرار می شود.

در واقع وقف یک سیر وحدت در کسرت دارد و از این دید کمتر به وقف نگاه شده باشد که جنبه علوی و نور مطلق طلبی انسان در شئون جامعه که می خواهد متجلی شود، تبدیل می شود به تصمیم فردی که دارای امکانات مالی و حیثیتی است و این امکانات را در این مسیر مدیریت می کند و با خواندن یک صیغه نامه وقف و قرار دادن بخشی از امکانات و مایملک و گاهی تمام مایملک خود در واقع به آن سیر در انفس خودش پس از سیر در آفاق و سیر در سرزمین ها و نیازهایش یک جنبه موحدانه، کمال طلبانه و رندانه می دهد.

وقف یک کارکرد کاملاً توحیدی، تقوا و توحید در میدان و ناظر بر اقتضائات و ضرورت های جامعه دارد، از این جهت باید به کارکرد وقف بیشتر پرداخته شود و مشخص شود که وقف چه ظرفیت های توحیدی را در انسان های اهل سلوک می تواند آزاد کند و آن ها را به آمال و نهایت آرزوهای معنوی در جایگاه وقف برساند.

*برای تبیین درست و اصولی فرهنگ وقف در جامعه چه راهکارهایی پیشنهاد می دهید و وضعیت تبلیغ و ترویج فرهنگ وقف را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من مهم ترین کاری که می شود در این زمینه انجام داد کار عملی در راستای پیراستن موقوفات از شبهات و کارکردهای نادرستی است که امروز دامنگیر آن شده است. اگر جامعه ببیند موقوفات با زمینه درستی اهداف واقف را تأمین می کند و نتایج وقف را لمس می کند، قطعا جامعه به سمت وقف کردن بیشتر حرکت می کند.یکی از مشکلاتی که در زمینه وقف در جامعه وجود دارد این است که برخی موقوفات در راستای اهداف واقف قرار نگرفته اند و در اختیار کسانی قرار گرفته که از خلأ های قانونی و غیرقانونی سوءاستفاده کردند و کارکرد وقف را به لحاظ اجتماعی و اقتصادی به صفر نزدیک کردند. باید برای برطرف کردن این مشکل، جنبه های شرعی تصرف در مال وقف در جامعه تبیین شود و مشخص شود اگرموقوفه ای در اختیار کسی است به لحاظ شرعی مراجع و فقها در این باره منطبق با منابع فتوا دهند.  در این زمینه باید تبیین فقهی شود و پیامدهای شرعی خارج شدن موقوفات از اهداف واقف را توضیح داد و از طرفی باید فرهنگ سازی شود و موقوفات موفق و مؤثر به جامعه معرفی شوند و همچنین باید با کسانی که در موقوفه تصرف می کنند برخورد قانونی و قضائی شود و موقوفه به جایگاهی که در نگاه دینی ما دارد برگردد.

باید توجه داشته باشیم که به علت پرداختن به یک موضوع از یک مساله از سایر موضوعات غافل شویم. به عنوان مثال مقام معظم رهبری در چندین سال گذشته درباره امر به معروف و نهی از منکر سخنانی را فرمودند اما پس از گذشت مدتی جملات ایشان را در مصادیق خرد و ریز هزینه کردند و از دیگر ابعاد نهاد وسیع و پر اثر امر به معروف و نهی از منکر غافل شدند به طوریکه مقام معظم رهبری فرمودند منحصر کردن این سخن ما در اهتمام امر به معروف و نهی از منکر به یکی دو مصداق، ظلم به این سخن است. گاهی اوقات در موضوع امر به معروف و نهی از منکر افراط می کنیم و به خود آن نهاد ظلم می کنیم. در ارتباط با وقف نیز همین گونه است، گاهی اوقات بی اعتنایی مسئولین و متصدیان به امر وقف و زیاده خواهی انسانی که همیشه حرص جزء لاینفک انسان های تربیت نشده بوده و هست، این مسائل دست به دست هم می دهد و موقوفات را از کارکرد خودش دور می کند و ما فکر می کنیم با برگزاری چند همایش می توانیم در زمینه وقف فرهنگ سازی کنیم در صورتی که باید موقوفات را آزاد کنیم و به آثار اصلی آن نزدیک و اهداف واقف را تأمین کنیم و بعد ببینیم با این کار وقف رونق می گیرد یانه.

بنابراین زمانی وقف رونق پیدا می کند که واقف اطمینان داشته باشد مال موقوفه اش به هدف وقف می رسد. برای اینکه وقف به جایگاه خود برگردد باید کار ترکیبی کرد تا مردم از برکات معنوی- توحیدی و برکات اقتصادی-اجتماعی وقف بهره مند شوند. با فعالیت های فرهنگی و هنری هم می توان در امر وقف فرهنگ سازی کرد ولی اگر نتوان ریشه و اساس وقف را از پیرایه های ویرانگر آراسته کرد، کارهای فرهنگی اثر مقطعی خواهد داشت. اثر اصلی در فرهنگ سازی وقف زمانی اتفاق می افتد که خود موقوفات و کارکرد و بهره برداری که از آن می شود، مبلغ وقف باشد و دیگران به این اطمینان برسند که موقوفات مسیر درست خودشان را طی می کند و در واقع بزرگ ترین حنجره، حنجره خود موقوفات است، حنجره موقوفات وقتی زلال و گردش مالی آن ها پاک و شفاف باشد و از حاشیه ها پیراسته شده باشد مهم ترین خدمت به ترویج فرهنگ وقف است.البته این را هم می دانیم در جامعه ای زندگی می کنیم که برخی افراد سوء ظن و بدگمانی نسبت به برخی موقوفات، واقفین و متولیان وقف دارند و حرف های ناروا  و بی تقوایی در این باره می گویند اما با این موارد خاص کاری نداریم و در کلیت باید موقوفات خودشان مبلغ خودشان باشند و کیفیت موقوفه بهترین تبلیغ برای آن است.

*به نظر شما دولت و دستگاه های دولتی و ارگان های مختلف در جامعه چه نقشی برای احیاء و احصاء موقوفات دارند؟

در این باره همه مسولیت و وظیفه دارند.قوه قضائیه باید با متخلفان در زمینه وقف برخورد کند و نهادهای نظارتی و سازمان بازرسی نظارت کند. در امر موقوفات باید بر عملکرد آن هم نظارت شود و اگر در وقفی بی دقتی و بی موالاتی شود به اعتقادات مردم آسیب می خورد و دیگر مردم به سمت وقف نمی روند و نهادهای نظارتی و حاکمیتی باید این مسائل را با دقت و وسواس نظارت کنند تا مردم دچار کم اعتقادی نشوند، این نهاد ها علاوه بر برخورد و نظارت وظیفه اعتمادسازی نیز دارند و این هدف باید به گونه ای باشد که این ذهنیت را میان مردم ایجاد کند که وقف، پاک و سالم مانده  لذا به سمت وقف کردن حرکت کنند.

*براساس گزارش سازمان اوقاف، در سایه همکاری مبلغین، رسانه ها و حوزه های علمیه و برگزاری همایش های وقف و رسانه،تعداد موقوفات از 200وقف در سال 88 به 1900وقف جدید در سال 91  رسیده است، به عنوان یک مبلغ حوزوی فکر می کنید نقش رسانه ها بویژه رسانه ای به نام منبر چه میزان می تواند در تبلیغ فرهنگ وقف مؤثر باشد؟

به نظرمن اگرچه جامعه مخاطب منبر نسبت به مخاطب صداو سیما تعداد کمتری است اما در تجربه به این رسیدم که هیچ رسانه ای جای منبر را نمی گیرد و اثری که در منبر است در رسانه های دیگر نیست و منبر نهاد تربیتی دینی ناب ما است که بسیار به اهداف هدایت و تبلیغ نزدیک است و ابزار ی جوشیده از این اهداف است برخلاف رسانه های دیگر که جوشیده از این اهداف نیست. وعاظ اگر در منبر امر وقف را برای مخاطب تبیین کنند اثر بخشی و ثمربخشی آن خیلی بیشتر است.

*وسخن پایانی..

 

تصورم این است که هرچه موقوفات به سمت کارکردهای سنتی و جوشیده از متن معارف و مناسبت های دینی ما نزدیک تر شود بهتر است. اگر چه ممکن است وقف در عرصه های جدید همچون موقوفات سایت ها و فضای مجازی  در کوتاه مدت اقبالی شود و برخی از سر ذوق زدگی اما در دراز مدت وقف باید همان اهداف ناب و موضوعات نزدیک به اهداف دینی را دنبال کند.بنظرم سازمان اوقاف باید عطای موقوفات نو پدید را به لقایش ببخشد و مروج این موقوفات نوپدید نباشد و شیوه سنتی دینی موقوفات را ترویج و تحکیم کند. مانند بحث عزاداری سید الشهدا(ع) که حضرت امام(ره) فرمودند روال سابق بهترین شیوه عزاداری است، کما اینکه امروزه برخی مداحان به نوعی عزاداری ریتمیک روی آوردند ممکن است در آن مراسم شور و هیجان به صورت نقطه ای ایجاد کنند اما به لحاظ خطی به عزاداری آسیب می زنند.در موقوفات نو پدید هم اینگونه است و سازمان اوقاف نباید تبلیغات و تشویقاتی در این زمینه انجام دهد.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج