سه شنبه 30 مرداد 1397 - 2018 آگوست 21 - 10 ذيحجه 1439
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 41569

حجت الاسلام سرلک در گفت‌وگوی تفضیلی با دانا

راه طولانی در مسیر رسیدن به سبک زندگب اسلامی داریم

شعارهای انقلابی در دولت کمرنگ شده است/دولت نباید التقاط بوجود آورد

  • چرا دغدغه موضوع سبک زندگی بوجود آمده و به فکر تغییر آن هستیم؟

ماهیت انقلاب اسلامی یک ماهیت فرهنگی است و اساساً آن چیزی که باعث شد در سال 42 امام حرکتی را شروع کند و در بهمن 57 به پیروزی برسد نگاه متفاوت به زیست و حیات و به الگوی زندگی است. سبک زندگی که داشتیم و به آن اعتراض می کردیم در پی این نگاه جدید به اتفاق بزرگ و تغییردهنده ای به نام انقلاب اسلامی بود که بنای تغییر در سبک زندگی ما را داشت. انقلاب با شعار ها و با چشم انداز های خیلی روشن و جدی خودش را تثبیت کرد اما بعد از حکومت اسلامی اتفاق جامعه اسلامی کمتر شکل گرفت به دلیلی که جامعه اسلامی متاثر از یک سری آموزش ها و فضاهای تربیتی است که در ظرف حضور انسان ها در یک حکومت دینی در آن ضعف پیام هایی را به صورت مرئی و نامرئی رد و بدل می کند که آحاد آن جامعه سبک زندگیشان ،‌سبک زندگی اسلامی و موحدانه می شود. ما چون به حکومت اسلامی رسیدیم و هنوز به جامعه اسلامی نرسیدیم و اساساً رسالت انقلاب اسلامی هم تولید نرم افزار سبک زندگی بوده و از این فاصله گرفتیم اخیراً این بحث از طرف رهبری مورد توجه قرار گرفته و اگرچه می دانیم که فرآیند رسیدن به سبک زندگی از هر نوعی، فرآیندی زمان بر است و با سمینار و همایش و شعار نیست و نیاز به تولید و تفکر در حوزه های مختلف دارد. ضرورت اصلی تاکید بر بحث سبک زندگی همان ضرورتی است که ما به خاطر آن به انقلاب و جمهوری اسلامی رسیدیم . در زمان شاه اتفاقاتی را می دیدیم که نخواستیم بعد آن شخصی برود وشخصی دیگر بیاید و می خواستیم نگاه متفاوت باشد. گام های خوبی را برداشتیم ولی مقصد و مسیر طولانی را در پیش داریم.

  • تبعات اصلی سبک زندگی موجود چییست که باید به فکر تغییر آن باشیم؟

ایده آل جامعه مومنانه و جامعه ایمانی داشتن انسان هایی است که آن انسان ها اشد حب للله هستند ومهمترین محبوبشان خدا است،‌اگر دیدیم که در جامعه محبوب های دیگری قد علم کردند و خدا را در اولویت دوم قرار گرفت آن وقت است که از مسیر دور شدیم و برای آن فاصله باید فکری کرد. ما گمانمان این است که جامعه ایمانی ما جامعه ای است که در آن مومنان عمل به وظیفه می کنند و عمل به وظیفه حجت است و حاضرند هزینه اش را بدهند به همان اندازه که از این فاصله داریم به همان اندازه هم باید برایش تلاش کنیم. وقتی که خدا اولویت حیات فردی و جمعی نباشد پیامدهایی از نوع خودبینی،‌ خودبرتربینی،‌مصرف گرایی افراطی رواج پیدا می کند . پیامدهایی که ما امروز با آنها دست و پنجه نرم می کنیم. پیامدهایی که امکان اجرایی شدن بسیاری از آموزه های دینی ما را کم می کند و یا غیر ممکن می کند . مثلا در دنیایی که اقتصاد محورمی شود ابزار شخصیت و کسی که درآمد بیشتری داشته باشد در چشم دیگران آدم خوبی می شود،‌ در چنین نگاهی بحث صله رحم از اقوام و نزدیکان ممکن پذیر نیست.  در شهرهای بزرگ اتفاقی به نام دید و بازدید اتفاق خیلی نادری است. یعنی اگر در یک مسیر غلطی قرار بگیریم که اصالت را به سرمایه بدهیم خود به خود امکان اجرا شدن بسیاری از چیزهایی که تحت آموزه های دینی یادگرفتیم امکان اجرا ندارد یعنی مجموعه ای از چیزی که ما در زیست فردی و جمعی داریم به تعبیر قرآن یک زندگی سنگین و تنگ رابرای ما رقم می زند.

قرآن می گوید که اگر کسی از یاد خدا غافل شود زندگی تنگی خواهد داشت،‌ زندگی تنگ به معنای زندگی فقیرانه نیست یعنی زندگی بی افق ، یعنی زندگی بی امید و نشاط. به تعبیر قرآن یعنی زندگی که در آن اگرچه ممکن است برخورداری باشد اما بهره مندی و سرشاری نیست. امکانات در آن هست اما نتایج در آن نیست. به همین خاطر بسیاری از زندگی های غیرالهی از خیانت،‌سردی، بی وفایی و استرس و افسردگی و میل به خودکشی و ... وجود دارد که در این نوع زندگی ها امکانات مادی زیاد است اما برکت و چشم اندازی که یک زندگی با آرامش وجود دارد در آن دیده نمی شود.

مردم تشنه اسلام ناب محمدی هستند

  • الان مردم به خاطر شرایط موجود چقدر در مضیقه هستند و چقدر دغدغه تغییر دارند؟

انسان موجودی است که با شرایط انس می گیرد و زود می پذیرد و کنار می آید. قرآن می گوید که مثل کسانی نباشید که خدا را فراموش می کنند و در پیامد آن خودشان را فراموش می کنند. آدمها وقتی در زندگی زیستی قرار می گیرند در برابر آن تسلیم می شوند. البته سرخوش و شاد و راضی نیستند اما می پذیرند و با آن کنار می آیند. مردم ممکن است عادت ها و شوق زیست درست را از خاطرشان محو کرده باشند اما معنایش این نیست که شرایط مطلوبی است و به همین دلیل است که کمترین وزش و نسیمی را که احساس می کنند می توانند بهتر زندگی کنند به آن سمت متمایل می شوند و اگرچه مردم خودشان را از حباب ها و سراب ها سیراب می کنند اما واقعا تشنه اسلام ناب محمدی هستند و منتظر یک زیستی هستند که همه نیازهای مادی و غیرمادی را توجه کرده باشد. انسان های امروز دچار از خودبیگانگی مفرط دچار شده اند اما اینطور نیست که اگر روزی نسیم حقیقتی بوزد اینها این وضعیت موجود را رها نکنند. این سبک زندگی که الان بر اساس غرایز طراحی می شود مثل یک کوه یخی است که لحظه لحظه دارد آب و رها می شود و در صحنه های سخت هم تکه تکه خواهد شد. تمدن بشر نوین از دل آن معترضان سر بلند می کند و این جواب و خواسته ما نبوده است. امروز بانیان دهکده جهانی را محاکمه می کنند.

مهمترین عنصر برای تغییر سبک زندگی عنصر فرهنگی و بینش و اندیشه است

  • برای تحقق سبک زندگی اسلامی چه ابزارهای لازم است؟

مهمترین ابزار برای تحقق سبک زندگی اسلامی معرفت و آگاهی است و این ابزار با تامل وگفتن و باورکردن برآورده می شود. مهمترین عنصر برای تغییر سبک زندگی عنصر فرهنگی و بینش و اندیشه است. اساسا اندیشمندان و کسانی که فکر می کنند و با فکر حرف می زنند آنهاباید از این فضا بگویند و کم کم به باور تبدیل شود و بعد در بخش های مختلف بیاید. تمدن مادی امروز 300 سال کار شبانه روزی برای آن انجام شده است. انقلاب اسلامی هم آمده  طرحی را اشاره کرده و کلیاتی را گفته است و نسبت به چیزی که باید اتفاق بیفتد کار کمی نیست. بضاعتی که الان داریم بضاعت خوبی است و بسیاری از بزرگان اندیشه به بحث تولید علم دارند نزدیک می شوند اما ما فعلاً در زمینی که نگاه مادی دارد بازی می کنیم و باید زمین بازی را تغییر دهیم و به جنبش نرم افزاری و تولید علم برسیم. ما متون و منابع و مرجع های غربی را ترجمه می کنیم  و فکر می کنیم هرچی آنها بگویند درست است.

  • نقش خواص و رهبران جامعه برای تحقق سبک زندگی اسلامی چقدر است؟

همیشه تحولات بر دوش یک سری خواص است و ان خواصی که در راس آن رهبری است این پیش قراولی را دارند و کم کم شعله ها زبانه خواهد کشید اما زمان میخواهد و با همایش و سخنرانی به آن هدف نهایی نمی رسیم. البته آفتی هم وجود دارد و آن این است که حرف ها در حد شعار باشد و بماند و باید میدان را برای این جنس از حرفها باز بگذاریم و فکر می کنم سبک زندگی جزو حرفهای خیلی خوبی بوده که نسبتا خوب تلقی شده است. این درد مشترک وجود دارد اما بعضی باور به درمان دارند و بعضی دیگر ندارند. اصل حرکت که از معرفت شروع می شود از بی معرفتی هم سکون شکل می گیرد. بی معرفتی هم عدم تسلط به ابعاد نکته است. حضرت امام در بحث های عرفانی می فرمودند که اولین مانعی که کسی حرکت و رشد نکند نفی مقامات است و اینکه بگوید همچین چیزهایی وجود ندارد. همه می دانیم که سبک زندگی متاثر از هدف زندگی است و هدفی را که اسلام برای یک زندگی تعریف می کند صد در صد غیر از هدفی است که غیر اسلام تعریف می کند. اسلام ما را به جایی می خواهد ببرد که غیر اسلامی می خواهد جای دیگر ببرد. مگه می شود دو مسافر با دو مقصد متفاوت به یک مقصد برسند؟ اساسا مگر همه زندگی ها یک مقصد دارد؟ اگر مقصدها متفاوت باشد حتما سبک و شیوه ها متفاوت می شود. اگر مثلاً اقتصاد را از زیرمجموعه علوم انسانی بدانید،‌ بسته به تعریف شما از انسان به علمی می رسی که مثلا سود بهره اصالت ندارد و قرض الحسنه اصالت پیدا می کند. مگر می شود تعریف متفاوتی از انسان و زندگی داشته باشیم ولی به یک سبک واحد برسیم. کسانی که مقاومت می کنند مغرور آموخته های خودشان شده اند وآن دانش بجای اینکه جسارت در فهمیدن دهد خیلی چیزها را از طرف می گیرد. بعضی سواد دارند ولی روشن بین نیستند. آیات و روایات فراوانی است که سبک زندگی قطعاً با غیراسلامی متفاوت است و نمی توان گفت که فرقی ندارد. اگر کسی مهاجر خدا باشد حتما از یک سری جاها فاصله می گیرد و به یک شیوه های خاصی خواهد رسید.

شروع تباهی از احساس بی پناهی جامعه از جانب مسئولین خود می باشد

  • دغدغه مسئولان در رابطه با سبک زندگی اسلامی چقدر است؟

خود سبک زندگی دولتمردان یک جامعه نقش فوق العاده موثری دارد براینکه مردم چگونه زندگی کنند. سبک زندگی حاکمان خواسته نا خواسته در جامعه منتشر می شود و نوع مدیریت و برنامه ریزی هایی که انجام می دهند متاثر از کدام اهداف و برای رسیدن به کدام هدف است. و اینکه چند سال پیش مقام معظم رهبری فرمودند هر برنامه ای در کشور انجام می شود باید پیوست فرهنگی داشته باشد. باید معلوم شود که این توجیه فرهنگی چه دارد و چه هدفی دارد و می خواهد کدام برنامه فرهنگی را ارتقا دهد. پیوست فرهنگی یعنی اینکه ما باید بدانیم در تعاملاتمان  و برنامه ریزی هایمان به عنوان یک کارگزار و مسئول باید به پیامدهای فرهنگی آن هم توجه داشته باشیم و اینطور نیست که برنامه ریزی های ما پیامد فرهنگی و سبک زندگی نداشته باشند. مثلا یک مسئولی تصمیم می گیرد و بلافاصله توسط مسئول دیگر موردنقد و انکار قرار می گیرد و این دارد یک فضای فرهنگی را بوجود می آورد که ناامنی و بی اعتباری است که نمی شود به حرف مسئولین اعتنا کرد چون ممکن است نفر بعدی بیاید و آن را کاملاً رد کند. و این یعنی تولید ناامنی و این خطرناک است. همین که برخی مسئولین به خود اجازه می دهند در فضای عمومی کشور اخبار و کارهای دیگران را تکذیب کنند و باعث می شود که دیگر به حرف کسی نشود گوش داد و وقتی جامعه ای احساس بی پناهی از جانب مسئولین خود کند جامعه ای سرخود می شود، جامعه ای که افرادش به خاطر احساس وحشتی که از درون کرده اند و پناهی برای خودشان باور نکرده اند حالا هم میتوانند هم خودزنی و هم دیگرزنی کنند و این شروع تباهی ها در جامعه منتشر خواهد شد.

دولت باید به شعارهای انقلاب اسلامی برگردد/ شعارهای انقلابی در دولت کمرنگ شده است

  • دغدغه های دولت یازدهم را در سبک زندگی اسلامی چگونه می‌بینید؟ آیا برای الگوهای جدید زندگی برنامه‌ای دارد؟

برای قضاوت درباره دولت جدید زود است ولی نگرانیم اما ناامید نیستیم. یعنی حقیقت هایی است در بحث های مختلف که نمی توان نسبت داد که این دغدغه را ندارند ولی ما آن را از طرف دولت جدید حس نکرده ایم. خیلی زود است که اظهارنظر کنیم و حداقل باید دو سه چالش فرهنگی بوجود بیاید تا مواضع دولت جدید را بهتر بفهمیم و گفتگوگو و حرف و ادعا و نقد فایده ای ندارد. دولت باید به شعارهای انقلاب اسلامی برگردد. از این شعارها فاصله گرفته ایم و در دولت نهم و دهم شعارها خیلی پررنگ بود اما عملکرد نبود. الان آن شعارها هم کمرنگ شده و جامعه از احساس انقلابی بودنش دارد فاصله می گیرد. اینکه مثلا رییس جمهور به خانواده شهدا و جانبازی سر می زند خیلی خوب است ولی اگر خانه جانباز و شهید می روند و فرزند این شهید و جانباز اهل موسیقی پاپ و ... هست و به این نکته خیلی می پردازند این نشان می دهد که تحت این بیرق، اتفاق دیگری هم دارد رخ می دهد. نمی خواهم بگویم موسیقی خوب نیست اما بالاخره از خانواده شهدا می توانیم دست بر روی نقاط مقدس و معنوی بگذاریم. باید یادمان باشد که همیشه از التقاط بیشتر از هر چیز دیگری آسیب دیدیم و اینکه عناصر حق و باطل با هم قاطی شود.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج