دوشنبه 19 آذر 1397 - 2018 دسامبر 10 - 2 ربيع الثاني 1440
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 26405

به جای جمال و حُسن، جمیله و زیبایی اصالت پیدا کرده است

جایگاه مادر در خانواده

شیوه رفتار با همسر برای زن آنقدر مهم است که امام علی(ع) می فرمایند: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است. روایت است هنگامی که علی (ع) به فاطمه(س) می نگریست، غم و اندوهش برطرف می شد.

به نام خداوند بخشنده مهربان

به جای جمال و حُسن، جمیله و زیبایی اصالت پیدا کرده است

جایگاه مادر در خانواده با توجه به سیره فاطمی(س) در گفت‌وگو با دکتر علی سرلک

شیوه رفتار با همسر برای زن آنقدر مهم است که امام علی(ع) می‌فرمایند: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است. روایت است هنگامی که علی (ع) به فاطمه(س) می‌نگریست، غم و اندوهش برطرف می‌شد. از ویژگی‌های مهم حضرت فاطمه(س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی(ع) در اجرای فرامین الهی بود. پیامبر(ص) از علی(ع) سؤال کرد: همسرت را چگونه يافتى؟ و علی(ع) پاسخ گفت: «نِعْمَ الْعَوْنُ على‏ طاعَةِ اللَّهِ: بهترين يار و ياور براى اطاعت و بندگى خداست.» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر علی سرلك، مسئول سابق دفتر نهاد رهبری در دانشگاه هنر به بررسی جایگاه مادر در خانواده با توجه به سیره فاطمی(س) پرداختیم که اکنون از نظر شما می‌گذرد.

*یکی از مهم‌ترین نقش‌های زن در خانواده، شوهرداری است، اگر بخواهید با توجه به سیره حضرت زهرا(س) این نقش را برای زنان و دختران امروز توضیح دهید تا الگویی را به آنها معرفی کنید. چه ویژگی‌هایی مد نظر شماست و به نظر شما مهم‌تر است؟

قبل از پاسخ به سؤال شما لازم است مقدمه‌ای را عرض کنم. اساسا صحنه و میدان هستی و آفرینش را باید به صورت کلی، دید تا نقش‌ها و شغل‌ها و سمت‌ها و کارکردها با دقت بیشتری نزدیک شد تا خدایی نکرده مسائل حساس دست‌خوش مبهم‌نگری نشوند. ما تصور می‌کنیم که خدای متعال در این آفرینش خواسته خودش را نشان دهد و دنبال جانشین و خلیفه‌ای برای خود می‌گشته، یعنی دنبال ظرفیتی بود که بتواند بازتاب خدایی و جلوه خداگری داشته باشد. وقتی این نگاه به تصمیم خدا نزدیک شد و خدا با فرشته‌ها در میان گذاشت «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً» می‌خواهم خلیفه‌ای بر روی زمین قرار دهم و بنابراین خلافت الهی به انسان رسید. انسانی که نه زن هست و نه مرد هست. انسانی که در هویت انسانی‌اش جنسیت وجود ندارد همان طور که قد و اندازه و رنگ پوست و جغرافیا وجود ندارد. این خلیفه خدا وقتی عینیت زمینی پیدا کرد به انسان مؤنث و انسان مذکر یعنی زن و مرد تقسیم شد و خدا نقش معشوقیت و دلبری و لطیف بودن و آرامش‌بخشی و آرام‌گاهی دنیا را به انسان مؤنث داد که او معشوق و کسی شود که وقتی انسان مذکر(مرد) در ارتباط با او قرار می‌گیرد به آرامش درونی برسد. همان طور که قرآن می‌فرماید: « لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» اینکه اگر قرار است انسانها به جایگاه خداوند برسند باید از ظرفیت آرامش برخوردار باشند. در اینجا اگر به این حرف دقت کنیم معلوم می‌شود که زن در نسبت شوهرداری چه سمت بزرگی را دارد. همانی که حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «من هر وقت فاطمه را می‌دیدم، حزن‌ها و اندوه‌ها و گرفتاری و درگیری‌ها از دل من زدوده می‌شد و به آرامش می‌رسیدم.» در کنار همه اضطراب‌ها و سختی‌ها و بحران‌هایی که اگر یکی از آنها را به عالم وجود تقسیم کنیم عالم وجود را منهدم و ویران می‌کند «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ» بعضی از حقایق اگر بر میدان‌ها نازل شود آن میدان‌ها را متلاشی می‌کند. اینکه زن بنا بوده آرامشگر باشد و سختی و دشواری حیات را که انسان در مدارش قرار گرفته این سختی را با دل آرامی‌ها و با آرامش‌گری‌ها که خدای متعال در ظرفیت روحی او قرار داده و جلوه معشوقیت خداست. بنا بود تا زن این مسئولیت را قبول کند و به واقع مهم‌ترین ویژگی زن باید در تربیت خانواده مورد توجه قرار گیرد. مهم‌ترین ویژگی یک دختر که پدر و مادر باید به این ویژگی توجه داشته باشند ویژگی همسری این دختر است، یعنی باید دخترها را بیشتر برای همسری آماده کنیم و مهارت‌های همسری، مهارت‌های شوهرداری، مهارت‌هایی که بتواند آن دل‌آرامی و آرامش‌گری را به وجود بیاورد به او آموزش دهیم، نه اینکه ما دختران خود را به سمت‌ها و کارهای سخت و شکننده سوق دهیم که نه برای خودشان و نه برای جامعه مفید باشد. پس سمت آرامش‌گری با روح آفرینش در تناسب است و این وظیفه به عهده زن گذاشته شده است و این در ظرفیت همسرداری درست و نیکو شوهرداری خود را نشان می‌دهد. پس اگر بگوئیم بناست زن در خدمت رسیدن آفرینش به هدفش، چه کاری انجام دهد؟ می‌گوئیم نیکوهمسرداری کند که از این رهگذر کمال لایق و شایسته را هم برخوردار خواهد شد و به جامعه منتقل خواهد کرد و اساسا از نیکوهمسرداری و همسرداری درست خانواده شکل می‌گیرد.

ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن خانه زیاد وجود دارد خانه‌های بزرگ ویلایی، آپارتمانی و انواع و اقسام خانه اما در آن خانواده، کم وجود دارد یعنی خانه زیاد هست، اما خانواده کم هست، چون همسران به معنای خانم‌هایی که همسرداری می‌کنند به این هویت و کارویژه(کاراکتر) نزدیک نکردند و این دور ماندن آنها از این وضعیت به معنای اینکه به واقع بنا بوده که از ظرفیت حُسن، جمال عالم شکوفا شود، چون مردها در کنار همسران به آرامش می‌رسند و از هیجانات حاشیه‌ای فاصله می‌گیرند و می‌توانند جمال عالم را مشاهده کنند. وقتی خانم‌ها همسری به معنای درستش را فراموش می‌کنند به جای جمال و حُسن، جمیله بودن و زیبایی اصالت پیدا می‌کند و از این رو مصرف اقلام آرایشی به صورت افراطی افزایش پیدا می‌کند، آنگاه زن به جای اینکه همسر باشد موضوع صرفا ارضای غریزه می‌شود؛ نه اینکه همسران نجیب و خوب در کل دنیا نداریم، بلکه وجود دارند ولی جریان امور به این سمت است.

«آلوین تافلر» در کتاب «موج سوم» این موضوعات را بیان می‌کند و با آمار و ارقام نشان می‌دهد که چگونه خانم‌هایی که نرخ طلاق یا زنان بدسرپرست یا دختران فراری یا کودکان و فرزندانی که والدین آنها مشخص نیستند یا خانه‌های مجردی را با آمار و نمودار نشان می‌دهد که همه اینها بیماری آسیب‌خوردگی خانواده را با آمار و تحلیل بیان می‌کند. پس در یک کلمه، شوهرداری ظرفیت نورانی و مبارکی است که هستی را به هدف نزدیک می‌کند. همان جمله‌ای که امام(ره) فرمودند: مرد از دام زن به معراج می‌رود، یعنی اگر معراجی در جامعه نبود و عروجی نبود و همواره سقوط وجود داشت و همیشه آسیب‌ها و آفت‌ها بود بدانیم که زن در جایگاه خودش حضور ندارد.

*نقش دوم زن در خانواده، با تولد فرزند آغاز می‌شود. در زمینه تربیت فرزند حضرت زهرا(س) چه آموزه‌هایی را برای زنان دارد؟

خانواده با زن و شوهر تعریف می‌شود و فرزند جزء در هسته مرکزی خانواده و در تعریف هویتی خانواده نیست، یعنی می‌توانیم خانواده بدون فرزند همداشته باشیم، اگر فرزند متولد شود خانواده محکم‌تر می‌شود. یکی از چیزهایی که قطعا می‌تواند به آرامش‌گری و انجام این تعهد و وظیفه کمک کند، موجود نورانی و مبارکی بنام فرزند است. فرزندداری یعنی همان اتفاقی که همسر دل‌آرام و همسری که در جایگاه آرامش‌بخشی به لحاظ روحی، عاطفی و فکری، غریزی قرار می‌گیرد از منیت و خودیت خارج می‌شود و بنابراین آن وقت نمی‌گوید که بچه دردسر دارد و اول به سمت فرزندآوری رو می‌آورند یعنی همسر، اگر تعریف همسری در مورد او صدق کند به صورت طبیعی اولین تصمیم‌های طبیعی حتی منهای آموزش، تبلیغ و تشویق از تصمیم‌های طبیعی اوست که به فرزند توجه می‌کند، چون فرزند این خانواده را ادامه خواهد داد. نسل او را بر جا خواهد داشت. پدر و مادر را در پیوند نزدیک‌تری قرار خواهد داد و میدانی است برای آموزش و تربیت تا پد و مادر که به ظرفیت‌های نورانی رسیدند بتوانند عزیزی که می‌تواند با آن ارتباط عاطفی و حسی زیادی برقرار کند را در همین مسیر و اهداف پرورش دهند. به هر حال فرزند  یکی از طبیعی‌ترین نتایجی که زن و شوهری که خانواده هستند به جمع‌بندی می‌رسند که به تربیت فرزند روی بیاورند. اینکه اگر زن و شوهری گفتند ما فرزند نمی‌خواهیم چون دردسر نمی‌خواهیم معلوم است که آنها با نقش‌های واقعی خودشان بیگانه‌اند. معلوم است که در تصویر کلی‌ در رسیدن به هدف آفرینش‌شان خیلی مات و مخدوش است و درست نمی‌دانند که برای چه چیزی آمدند و زندگی کنند. من زن و شوهرهایی را سراغ دارم و دیدم و با آنها گفت‌و‌گو کردم که از فرزندآوری ابا دارند. زن و شوهرهایی را دیدم که صرفا به دلیل خودخواهی و نوعی نگاه مادی به خودشان از این مسأله ابا می‌کنند. معلوم است که این مسأله در روابط بین زن و شوهر هم اثر منفی می‌گذارد، البته نکته‌ای اینجاست که خیلی‌ها مسائل اقتصادی و تورم و ... را بهانه می‌کنند و می‌گویند فرزند ممکن است دردسرهای مادی داشته باشد و ما شاید نتوانیم درست وظایف خودمان را انجام دهیم. در صورتی که اگر زن و شوهری درست تشخیص دهند و عمل کنند و رابطه خودشان رابطه سامان یافته‌ای باشد بدون تردید فرزند مزاحم و مانع مسائل اقتصادی و هزینه آفرین نیست. قطعا فرزند به تعبیر قرآن کریم رزق‌اش را خداوند متعال تأمین می‌کند و برکتش خواهد آورد. این را هم به صورت تحلیلی و هم به لحاظ تجربی و میدانی می‌توان توضیح داد. خیلی‌ها می گویند قدم فرزند ما مبارک بوده از زمانی که آمده، این اتفاقات خوب در رزق و روزی خانواده شکل گرفته است. بهانه‌ای که بعضی‌ها در زمینه اقتصادی دارند اشتباه است. بعضی‌ها هم می‌گویند که ما یک فرزند را هم نمی‌توانیم تربیت کنیم چه برسد به دو تا. این هم اشکال دارد، چون یکی از مواردی که به تربیت فرزند کمک می‌کند این است که فرزند تنها نباشد. خواهر و برادر داشتن در تربیت فرزند بسیار کمک می‌کند یعنی همان‌هایی که دغدغه تربیت دارند که دغدغه درستی هم هست باید بدانند که منفرد و تک بودن و کم جمعیت فرزندان اتفاقا زمینه‌ای را برای بارور نشدن و شکوفا نشدن استعدادهای فرزند فراهم می‌کند چند فرزندی حتما زمینه مصونیت‌ساز و دفع مشکلات و معضلات تربیتی را دارد و البته این به عنوان یک مؤلفه است. وقتی به آن نگاه می‌کنیم، طبیعتا در کنار بقیه مؤلفه‌های مثبت باید قرار گیرد تا بحث تربیت فرزند به سامان اصلی خودش برسد. یکی از ویژگی‌های خانم‌ها که البته در آقایان هم هست، بحث تربیت فرزند است که بسیار بحث مهمی است که در اینجا کلیاتی را عرض کردم.

*امروزه زنها وارد عرصه فعالیت‌های اجتماعی شدند و مانند مردان در بیرون از خانه کار می‌کنند. آیا این فعالیت‌های مغایر آموزه اهل بیت و سیره حضرت زهرا(س) است؟!

آن چیزی که نسبت بیشتری با انجام مأموریت‌های بانوان دارد این است که خانه‌داری کنند و در میدان عملی اجتماع و در جایگاهی که قرار دارد مسائل اجتماعی را به معنای درستش میدان‌داری کند، یعنی اتاق فکری که عرصه اجتماعی را درست مدیریت می‌کند، اتاق فکری است که در تناسب عاطفی و فکری بین زن و شوهر یعنی زنان و مردان شکل می‌گیرد. چگونه خدای متعال نماز شب را به پیغمبر(ص) توصیه می‌کند و می‌گوید «إِنَّ لَكَ فِي اَلنَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلًا*وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا» ای پیامبر! درگیری‌های زیادی در طول روز داری، پس باید شب‌ها به مناجات و نیایش بپردازی تا بتوانی در روز از عهده همه آنها بر بیایی. مهم‌ترین و نزدیک‌ترین سمت به زن‌ها مدیریت زندگی است و وظیفه بزرگ مدیریت زندگی بسیار بزرگ‌تر از آن است که کارهای دیگر را انجام دهند، اما این منافاتی ندارد خانم‌هایی که استعدادهایی دارند و توانایی‌هایی پیدا کردند در میدان اجتماع پا در میدان فعالیت‌های اجتماعی بگذارند. به اندازه‌ای که وظیفه اصلی‌‌شان به هم نخورد و همچنین باید مواظب باشند در جامعه مسئولیت‌هایی را نپذیرند که مسئولیت لطافت و جمال و زیبایی روحی و عاطفی‌شان را به هم بزند.

*روایتی از حضرت زهرا(س) نقل شده مبنی بر بهترین زن، زنی است که نامحرم او را نبیند و او هم نامحرم را نبیند. از سوی دیگر روایتی داریم مبنی بر اینکه ایشان مشتاق دیدار سلمان بودند. نظر شما در مورد این روایتها چیست؟

به نظر می رسد این روایت حضرت مرضیه(س) فرمودند: بهترین زن، زنی است که نامحرم او را نبیند و او هم نامحرم را نبیند را باید با تطبیق به سیره حضرت زهرا(س) که معصوم علی‌الاطلاق است مراد این است که دیدن‌های خاص اتفاق نیفتد نه اینکه اصل دیدن منتفی شود. اینکه حضرت زهرا(س) گفتند بهترین زن، زنی است که او نامحرم را نبیند و نامحرم هم او را نبیند؛ چنین زنی اصلا مصداق خارجی ندارد چون به گواهی روایات و آیات حضرت زهرا(س) بهترین زن بودند اما همان طور که شما اشاره کردید گاهی اوقات خودشان مطالبه می‌کردند که افرادی مثل سلمان و جابر به دیدن ایشان بروند، حتی تعبیرشان این است که ای سلمان! به ما جفا کردی چون به دیدن ما نیامدی. به هر ترتیب مراد این نیست که مطلق دیدن صورت نگیرد. به نظر می‌رسد با توجه به اینکه حضرت زهرا(س) به مسجد می‌رفتند گفت‌وگو می‌کردند و کسانی که اجازه گرفتند حضرت را در دوره بیماری ببینند ایشان اجازه دادند، احتمال می‌دهم منظور این باشد که خدایی نکرده زن، نگاه خاصی به کسی نکند یا خود را در معرض نگاه خاصی قرار ندهد یعنی نامحرمانه کسی او را نبیند، نامحرم او را نبیند یعنی از این جهت که نگاهش نامحرمانه و خارج از حریم عادی است دیده نشود. در کلمه فارسی و تعبیر میدانی یعنی دلبری نکند و مفتون دلبری کسی هم نشود، یعنی نه اسیر شود و نه بگذارد اسیرش کنند و این کاملا در نرم عقلی و عرفی و تعریف شده بقیه منابع ما هم هست، اما صرف ندیدن ممکن است قدری تکلیف ما لا یطاق باشد یعنی اصلا امکان ندارد چنین چیزی در واقعیت شکل گیرد.

*یکی از مهم‌ترین بهانه‌های بسیاری از افراد این است که سیره و رفتار معصومین و یا اولیاء مربوط به آن دوران بوده و در این زمان با این شرایط و محیط دیگر نمی‌‌توان زندگی آن گونه‌ای داشت. پاسخ شما به این اعتقادات چیست؟

اولا ای گونه افراد باید باور کنند که این گونه نیست، باور کنند وقتی خداوند متعال ظرفیت انسانی را به هر کسی داده او می‌تواند انسانیت خود را هم به بلوغ برساند. اینکه عصر اینترنت و انفجار اطلاعات و ماهواره و.... است و فضا با آن دوران فرق کرده، بهانه است. ما می‌توانیم با رعایت یک‌سری از اصول و محکمات و  تصمیم‌های جدی انسان موفقی باشیم. این را باور کنیم که خدا انسان را برای 1400 سال پیش نیافریده، برای عصر اتم هم آفریده است.

ثانیا باید شناخت پیدا کنیم. یکی از مشکلات ما این است که از دور مسائل را ارزیابی شده تلقی می‌کنیم. واقعا باید اطلاعات داشته باشیم. دختر جوان امروزی و خانم امروزی همان طور که می‌خواهند در هر حوزه ای ورود پیدا کنند لیسانس و فوق لیسانس می‌خواهند و کلی زحمت می‌کشند و کلاس کنکور می‌روند و مطالعه می‌کنند تا بیاموزند. بنابراین معلوم است در عصر پیچیده زمان که مدنیت ابعاد جدیدی پیدا کرده، برای اینکه دین را بفهمیم حتما باید بیاموزیم و امکان‌پذیر هم هست و نمونه‌هایش هم کم نیستند. به برکت انقلاب اسلامی زنان و خانم‌هایی که واقعا در عرصه‌هایی مختلفی مانند معنوی، علمی و فکری گوی سبقت را ربودند؛ مگر در جامعه خودمان از این نمونه‌ها کم داریم. در زمان جنگ هم نمونه‌های فراوانی را دیدیم، البته متاع کفر و دین بی‌مشتری نیست، بعضی‌ها هم هستند که به بهانه‌های واهی خود را به امواج هیجانات می‌سپارند و کوتاه‌ترین تصمیمات را می‌گیرند. درست است که همه ما کمال‌طلب هستیم اما همه ما راحت‌طلب هم هستیم. خیلی‌ها هستند که راحت‌ترین راه‌ها را برای رسیدن به اهداف بلند انتخاب می‌کنند. یکی از کوتاه‌ترین راه‌ها این است که مدعی باشیم که امکان ندارد و وقتی که گفتیم امکان ندارد خودمان را راحت می‌کنیم و وارد میدان‌هایی می‌شویم و توجیه ما این است که راه درست امکان ندارد و این راه‌ها مربوط به 1400سال پیش بوده است. به نظر می‌رسد این جمع‌‌بندی از سر بی‌تأملی و بی‌دقتی و تنبلی است. اصلا فلسفه آفرینش این گونه نیست که حرف‌های پیامبر(ص) و قرآن را 1400 سال پیش می‌شد عمل کرد اما الان نمی‌توان. «مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» هر کسی که اهل ایمان و عمل صالح باشد چه زن و چه مرد در هر زمانی، ما به او حیات طیبه می‌دهیم و خدای متعال از این حیات طیبه به برکت انقلاب اسلامی کم به نمایش نگذاشته است. إن‌شاء‌الله بانوان ما قدر خودشان را بدانند، متأسفانه آسیب‌های زیادی در مهارت‌های زندگی و ارتباطی وجود دارد و به خاطر مشکلات اقتصادی و غیراقتصادی مردم دیگر حوصله ندارند و به جامعه باز بی‌رحم خیلی چیزها سپرده شده است و متأسفانه در این وضعیت مخصوصا خانم‌ها بیشتر آسیب می‌بینند. خانواده‌ها مراقب باشند و مواظب فرزندان خود باشند و از حضرت زهرا(س) می‌خواهیم مثل همیشه مادری خودشان را در حق جامعه ما روا بدارند.

 


دعای فرج