سه شنبه 30 مرداد 1397 - 2018 آگوست 21 - 10 ذيحجه 1439
Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 24064

در واژه عزيز نوعي شكوه و عظمت نهفته است به بهانه گدايي كه جذابيت و دلربايي را هم مي رساند هم مي خواهيم با او باشيم و هم طفها و كسريها و بي تناسبيهايمان چنين اجازه اي را به ما نمي دهند!

يا ايها العزيز

در واژه عزيز نوعي شكوه و عظمت نهفته است به بهانه گدايي كه جذابيت و دلربايي را هم مي رساند هم مي خواهيم با او باشيم و هم طفها و كسريها و بي تناسبيهايمان چنين اجازه اي را به ما نمي دهند! مانده ايم اين وسط عاطل و باطل كه نه ولي حيران و سرگردان بتي اجار فلك (دعاي ندبه)واي خطاب صف فلك تاي كي در تو حيرت زده بمانيم؟
اما نمي شود از ناميدنش و از كمك خواستنش گذشت پس دل به دريا مي زنيم و مي گوييم آذا رأيت مولاي ذنوبي فرعت و اذا رإيت كرمك طمعت.

يا ايهاالعزيز

در واژه عزيز نوعي شكوه و عظمت نهفته است به بهانه گدايي كه جذابيت و دلربايي را هم مي رساند هم مي خواهيم با او باشيم و هم  طفها و كسريها و بي تناسبيهايمان چنين اجازه اي را به ما نمي دهند! مانده ايم اين وسط  عاطل و باطل  كه نه ولي حيران و سرگردان بتي اجار فلك (دعاي ندبه)واي خطاب صف فلك تاي كي در تو حيرت زده بمانيم؟

اما نمي شود از ناميدنش و از كمك خواستنش گذشت پس دل به دريا مي زنيم و مي گوييم  آذا رأيت مولاي ذنوبي فرعت و اذا رإيت كرمك طمعت.

بيچارگي كه آدم را بگيرد و او بر عهده خودش مسووليتي هم احساس كنند ديگر به دادخواهي  پناهجويي مي كشد ناتواني اهل و عيال در حل مشكلات هم متمسكي است براي ترحم طلبي و هم دليلي است براي تبرئه خويش و نوعي مظلوم نمايي براي تحريك دل كسي كه نجات را به نظر كيميا كند‏، جلب نظر آن عزيز از اين راه ممكن مي شود، سختيهايي كه بر اهل و خانواده مي رود او را اذيت مي كند و اين اذيت شدن (عزيز عليه ما بختم) را از همه عنايتها و سفارشهايش نسبت به خانواده مي شود فهميد.

وجعنا ببضاعةمزجاة

اگر چه تهيدستي و بيچارگي خودش سرمايه طلب و خواستن از اوست اما دست خالي هم نمي شود رفت، با كلاف كامواي داشته هاي خود را بايد برداشت و عرضه كرد، هرچه باشد او عزيز است و به دل او به هر حيله رهي بايد كرد،‌مهم تر از تقديم پيش كش، وزن و قيمت اوست در نزد خودمان كه هرچه باشد چون بناست به او تقديم شود، ناچيز و شكسته است اگر تمام دارايي مور براي تقديم به سليمان ران ملخ است، تمام ملك سليمان براي تقديم به خدا ران ملخ هم حساب نمي شود يا مي شود؟

بايد بضاعت را ناچيز دانست و با شرم اهدا نمود با اين نگاه جاي هيچ خوبي و حسني براي خويش نمي گذاريم و اين بزرگترين حسن و ادبي است كه با آن مي توان به بزم محبت، مقابل شاه نشست و ا زآن او شد

در دير م يزدم من كه ندا ز درد آمد                  كه در آه درآ ،‌عراقي كه تو هم از آن مايي

فاوف لناالكيل

به عزيزي او و مسكنت و ذليلي خود كه نگاه كنيم و بهانه ي تقديم بضاعت مزجات را كه داشته باشيم،‌تمنايمان قدمي كشد و آرزويمان  وسعت پيدا مي كند حالا ديگر همه چيز مهياست كه بخواهيم پيمانه هايمان را سرشار كند، وفا يعني سرشاري كردن ،‌تمام ظرف مرا پر كند و لابد عزيز كاري مي كند كه پيمانه هاي بزرگتري پيدا كنيم چرا كه حتي اگر سبد كوچك و كيسه محدودمان پر شود باز نيازهاي بزرگتري دريا صف كشيده اند كه ظرف و زمينه و آمادگي دريافت آنها را نداريم اما عزيز به فكر همه آنها هست

يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمه

و تصدقعلينا

باز گويا بعد از بيان خواسته و نياز با او و خود را در مرز برخورداري  ديدن  و سرشار شدن بايد دوباره  يادي از  افقر و بيچارگي خود كرد  و موقعيت خود را خاطر نشان كرد‏، هم برا يخود كه غرور به سراغت نيايد هم براي او كه از ترحمش نكاهد.

صدقه دادن اگر چه بر عزيز فضل و يا شايد حكم باشد و اما السائل فلا تنهر ولي از طرف خواهند ، و محتاج تضرع و تمنا وظيفه است و پيشه درست است كه بايد سخت بخواهد و بنالد اما هيچگاه خود را طلبكار و مدعي نمي داند حافظ وظيفه تو دعا گفتن است و بس.

دربند آن مباش كه شنيد يا نشنيد

ان الله يحزيالمتصدمين

رندانه ترين حرفي كه مفلس محتاج مي تواند با كريم عزيز بگويد رو در رو كردن اوست با خدا و طرف حساب كردن خداست با او.

هم از اين رو كه اين بينوا برگ سبزي بيش ندارد و بضاعت مزجاتش به هيچ وجه شايسته جزابودن ندارد و هم از اين جهت كه خداست كه بساط اين لطف و عطف را فراهم كرده است و دل كريم را بزرگتر از سپاس فقير نموده است . لا نريد فلكم جزاء و لا شكورا. گداي قلندر دريابان طرح فاتحه اند خواسته هايش رويارويي خداي عزيز و آقاي عزيز خويش را به تصوير مي كشد.

يا ايهالعزيز مسنا و اهلنا الضر جئنا ببضاعة مزجات فاوف لنا اليل ان ا... يحزي المتصدقين.

تا يار كه را خواهد و ميلش به كه باشد.

برگ سبزي است تحفه درويش  چه كند بينوا همين دارد

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :
دعای فرج